عطا ملك جوينى
354
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
حبس اليسع بن مدرار والى سجلماسه به تفصيلى كه در كتب تواريخ مسطور و ما نيز سابق بدان اشاره نموديم « 1 » در هفتم ذى الحجّه سنهء دويست و نود و شش بود ، و سپس مهدى از سجلماسه بجانب رقّادة از محالّ قيروان پاى تخت بنى الأغلب حركت كرد و نه روز مانده از ربيع الثّانى سنهء دويست و نود و هفت در آن شهر رسما بخلافت جلوس نمود و لقب امير المؤمنين مهدى بر خود نهاد ، اينست كه بعضى از مورّخين مبدأ خلافت او را از روز ظهور او در سجلماسه و خلاصى او از حبس اليسع بن مدرار محسوب ميدارند و برخى ديگر از روز جلوس رسمى او در رقّاده ، ( 35 ) ص 158 س 8 ، « و در سنهء اثنتين و ثلثمائة ملوك مغرب بنى الأغلب را . . . مستأصل و مقهور كرد » ، اين فقره كه جوينى انقراض بنى الأغلب را در سنهء 302 نگاشته مخالف اجماع مورّخين است كه بلااستثنا انقراض آن سلسله را در سنهء دويست و نود و شش ضبط كردهاند چه در همين سال بود در شب دوشنبه چهار روز مانده از جمادى الآخرة « 2 » كه آخرين پادشاه آن طبقه ابو مضر زيادة اللّه بن ابى العبّاس عبد اللّه بن ابراهيم بن احمد بن محمّد بن الأغلب بن ابراهيم بن الأغلب بن سالم بن عقال التّميمى « 3 » در مقابل فتوحات ابو عبد اللّه شيعى كه عساكر او تا ديوار پاى تخت او رقّاده رسيده بودند بيش تاب مقاومت نياورده از رقّاده به طرف مصر گريخت و سلطنت آن طبقه ملوك در قيروان و تونس و قسمت عمدهء شمال افريقا پس از صد و دوازده سال و پنج ماه و چهارده روز « 4 » حكمرانى ( كه ابتداء آن از روز دخول ابراهيم بن الأغلب جدّ اعلاى اين
--> ( 1 ) رجوع شود بص 351 - 352 ، ( 2 ) ابن عذارى ج 1 ص 144 ، ( 3 ) ايضا 145 ، ( 4 ) ابن خلّكان در حرف حاء در ترجمهء حال ابو عبد اللّه شيعى « الحسين بن احمد » ج 1 ص 179 ،